|
پـــــــــــــــــــــــــاتوق | ||
|
پلک جهان می پرید
مریم جون ![]() ![]()
[ یکشنبه 7 خرداد 1391 ] [ 12:25 ق.ظ ] [ دوستای با معرفت ]
هوای دلم
از حدود سه ماه پیش صفحه ای در فیس بوک با هدف توهین و هتک حرمت به مقام والای حضرت هادی (ع) شکل گرفت و عده ای گمراه دست به تبلیغات گسترده زده و عده ای از کاربران را در این صفحه مشترک کردند . این افراد با توهین به جایگاه رفیع ولایت و امامت سعی در کم رنگ کردن تلائلو انوار الهی اهل بیت داشته و هم چون یزیدیان در خواب غفلت دست شیطان را به بهانه بندگی بوسه زده اند ولی غافل از آنند که در جهل مرکب خویش تا ابد گرفتار خواهند آمد. ادامه مطلب طبقه بندی: آزاد، [ جمعه 5 خرداد 1391 ] [ 01:32 ب.ظ ] [ فرزانه امامی ]
فکر میکنید این درسته؟؟؟
خانوما هرچقدر هم که کادوشون بی ارزش باشه مثل جوراب(که هیچوقت هم بی ارزش نیس کی با من موافقه؟ داشتم تو پاتوق چرخی میزدم یوهو چشمم خورد به قسمت فال روزانه یاد این عکس افتادمو واستون گذاشتمش.راستی به فال اعتقاد دارید؟ تاحالا رفتید پیش فالگیر؟اگه خاطره ای دارید واسم بنویسیدش
میچکد ازچشمم شبنمی بارانی میرودتاعمق قلب من،پنهانی میشوم پروانه میروم بالاتر درکنارخورشید میشوم تنهاتر درخیال خورشید سوختم من آخر تا کجا باید رفت این چنین بی یاور؟!!!
تمام تنم می سوزد از زخم هایی که خورده ام، درد یک اتفاق، که شاید با اتفاق تو دردش متفاوت باشد ویرانم می کند ... من از دست رفته ام ... شکسته ام... می فهمی ؟ ... به انتهای بودنم رسیده ام ... اما اشک نمی ریزم ... پنهان شده ام پشت لبخندی که درد می کند ... *********************** از ما که گذشت ...!!! ولی به دیگری موقتی بودنت را گوشزد کن تا از همان اول فکری به حال جای خالیت کند ... *********************** راستش را بگو : نکند تو همان " این نیز" هستی که همیشه می گذری...؟؟ *********************** هر جا می بینم نوشته است : " خواستن توانستن است " آتش میگیرم ... یعنی او نخواست که نشد...؟؟؟ *********************** عمری ست نشسته ام پای لرز خربزه هایی که هیچ وقت یادم نمی آید کی ؟ ... خوردمشان... *********************** سکوت... و دیگر هیچ نمی گویم ...!!! که این بزرگترین اعتراض دل من است به تو...سکوت را دوست دارم به خاطر ابهت بی پایانش... *********************** پرندگان بهم که می رسند آشیانه می سازند... من و تو ... خاطره ... *********************** چقدر دلم هوایت را می کند حالا که دیگر هوایم را نداری... *********************** آدم ها ثانیه به ثانیه رنگ عوض می کنند از آدم های یک ساعت دیگر می ترسم...!!! چون درگیر هزاران ثانیه اند ... ثانیه هایی که در هر کدام رنگی دگر به خود می گیرند... *********************** شکستن دل به شکستن استخوان دنده می ماند از بیرون همه چیز روبراه است ... اما ... هر نفس درد است که می کشی ... *********************** آدم فهمیده ای بود ...!!! خوب می دانست... کجا خودش را به نفهمی بزند... *********************** من فراموش نکردم ... من از نهایت درد به بی حسی رسیده ام ...
طبقه بندی: ادبی، [ چهارشنبه 3 خرداد 1391 ] [ 02:15 ب.ظ ] [ مائده بزرگ نیا ]
این عصرهای بارانی و بهاری ، عجـیب بـوی نـفس هـای تـو را می دهـد ...! گـوئـی تـو اتـفاق می افـتی؛ و مـن دچـار می شـوم ...
تـمام " مــن" دارد "تـــو" می شـود ...
بـاور مـی کنـی؟؟؟ [ چهارشنبه 3 خرداد 1391 ] [ 12:29 ق.ظ ] [ عیسی اسماعیلی ]
راستی؛ هیچ وقت از خودت پرسیدی قیمت یه روز زندگی چنده؟
شما رو به خدا تا حالا از خودتون پرسیدید: قیمت یه روز بارونی چنده؟
یه بعدازظهر دلنشین آفتابی رو چند می خری؟
حاضری برای بو کردن یه بنفشه وحشی توی یه صبح بهاری یه اسکناس درشت بدی؟
پوستر تمام رخ ماه قیمتش چنده؟
****
ولی اینم می دونی که اگه بخوای وقت بگذاری و حتی نصف روز هم بشینی به
گل های وحشی که کنار جاده در اومدن نگاه کنی بوته هاش ازت پول نمی گیرن!
****
چرا وقتی رعد و برق میاد تو زیر درخت فرار می کنی؟
می ترسی برقش بگیرتت؟
نه، اون می خواد ابهتش رو نشونت بده.
آخه بعضی وقت ها یادمون میره چرا بارون می یاد!
****
این جوری فقط می خواد بگه منم هستم
فراموش نکن که همین بارون که کلافت می کنه که اه چه بی موقع شروع شد، کاش چتر داشتم، بعضی وقتا دلت برای نیم ساعت قدم زدن زیر نم نم بارون لک می زنه.
****
هیچ وقت شده بگی دستت درد نکنه؟
شده از خودت بپرسی چرا تمام وجودشونو روی سر ما گریه می کنن؟
اونقدر که دیگه برای خودشون چیزی نمی مونه و نابود میشن؟
ابرا رو می گم
هیچ وقت از ابرا تشکر کردی؟
هیچ وقت شده از خودت بپرسی که چرا ذره ذره وجودشو انرژی می کنه
و به موجودات زمین می بخشه؟!
ماهانه می گیره یا قراردادی کار می کنه؟
****
برای ساختن یه رنگین کمون قشنگ چقدر انرژی لازمه؟
چرا نیلوفر صبح باز میشه و ظهر بسته می شه؟
بابت این کارش چقدر حقوق می گیره؟
چرا فیش پول بارون ماهانه برای ما نمی یاد؟
چرا آبونمان اکسیژن هوا رو پرداخت نمی کنیم؟
****
تا حالا شده به خاطر این که زیر یه درخت بشینی و به آواز بلبل گوش کنی پول بدی؟
قشنگ ترین سمفونی طبیعت رو می تونی یه شب مهتابی کنار رودخونه گوش کنی.
قیمت بلیتش هم دل تومنه!
****
خودتو به آب و آتیش می زنی که حتی تابلوی گل آفتابگردون رو بخری و بچسبونی به دیوار اتاقت
ولی اگه به خودت یک کم زحمت بدی می تونی قشنگ ترین تابلوی گل آفتابگردون رو توی طبیعت ببینی. گل های آفتابگردونی که اگه بارون بخورن نه تنها رنگشون پاک نمی شه، بلکه پررنگ تر هم میشن
لازم نیست روی این تابلو کاور بکشی، چون غبار روی اونو، شبنم صبح پاک می کنه و می بره.
****
تو که قیمت همه چیز و با پول می سنجی تا حالا شده از خدا بپرسی :
قیمت یه دست سالم چنده؟
یه چشم بی عیب چقدر می ارزه؟
چقدر باید بابت اشرف مخلوقات بودنم پرداخت کنم؟!
قیمت یه سلامتی فابریک چقدره؟
****
خیلی خنده داره نه؟
و خیلی سوال ها مثل این که شاید به ذهن هیچ کدوممون نرسه …
****
اون وقت تو موجود خاکی اگه یه روز یکی از این دارایی هایی رو که داری ازت بگیرن
زمین و زمان رو به فحش و بد و بیراه می گیری؟
چی خیال کردی؟
پشت قبالت که ننوشتن. نه عزیز خیال کردی!
****
اینا همه لطفه، همه نعمته که جنابعالی به حساب حق و حقوق خودت می ذاری
تا اونجا که اگه صاحبش بخواد می تونه همه رو آنی ازت پس بگیره.
آ خدا رو می گم …
همون اوستاکریمی که رحمتش رو بروی هیچ بنده ای نمی بنده
پروردگاری که هر چی داریم از ید قدرت اوست …
****
اینو بدون اگه یه روزی فهمیدی قیمت یه لیتر بارون چنده؟
قیمت یه ساعت روشنایی خورشید چنده؟
چقدر باید بابت مکالمه روزانه مون با خدا پول بدیم؟
یا اینکه چقدر بدیم تا نفسمون رو، بی منت با طراوت طبیعت زیباش تازه کنیم
اون وقت می فهمی که چرا داری تو این دنیا وول می خوری!
****
قدر خودت رو بدون و لطف دوستان و اطرافیانت رو هم دست کم نگیر
به زندگیت ایمان داشته باش تا بشه تموم قشنگیهای دنیا مال تـــو طبقه بندی: ادبی، [ سه شنبه 2 خرداد 1391 ] [ 09:18 ب.ظ ] [ فرزانه امامی ]
هرنظری که داری راجع به این عکس بنویس دوست خوبم
ورق بزن ورق بزن آنقدر که به جای خوبش برسانی زندگی را!
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||