تبلیغات
پـــــــــــــــــــــــــاتوق - باران....

پـــــــــــــــــــــــــاتوق

باران....

باران بارید و من دوباره خیس شدم....اما کسی نفهمید تمام رویاهایم تمام

 رویاهای با تو بودنم بود که گونه ام را خیس کرد....

تو کجایی چرا دستم به تو نمیرسد چرا فریاد های بی صدایم حتی به گوش

 خودم هم نمیرسد ...

بیا بیا دستانم را بگیر و ثابت کن که من....mane TO....هنوز هم زنده ام.....



[ یکشنبه 25 تیر 1391 ] [ 07:10 ب.ظ ] [ فاطمه ]

[ نظرات() ]